پرسش و پاسخ
پرسش : سوال بنده راجع به ماده 1085ق م است کهتمکين در چه زماني محرز خواهد شد؟منظور بنده اين است که اگر مهريه را قسطي کرده باشند به محض دريافت اولين قسط بايد تمکين صورت گيرد يا اينکه تا در يافت کل مهر من ميتوانم تمکين نکنم؟و در صورت وجود يک چنين زير ماده اي(بند)سند ان کجاست وبايد به چه مدرکي رجوع کرد؟با توجه به اينکه طرف بنده بعد از 4سال که در اين مدت 3 بار دادخواست طلاق داده همينک به تقاضاي تمکين رو اورده است و مهريه نيز پس از مدتها با معسر بودن وي قسطي شد ولي هنوز در حال حاضر نفقات معوقه را پرداخت نکرده است و احتمالا با اين تقاضا هدفش پرداخت نکردن نفقه است چون تصور ميکند که من از او تمکين نميکنم لازم به ذکر است که تمام اين مدت بنده براي به دست اوردن حق و حقوقم ابراز کرده ام که ميخواهم با وي زندگي کنم ولي او نميخاست .الان که به فکر بنده پي برده است ميگو يد من نيز قصد ادامه زندگي دارم و تو بايد با من زندگي کني .که اکنون من از اين هراس دارم که نتوانم به خوبي از پس اين جنگ برايم .اميد وارم که توانسته باشم سوالم رو خوب مطرح کنم وشما نيز به بنده کمکي نماييد پاسخ : ماده 1085 بيانگر حق حبس زوجه است به اين معني که زوجه حق دارد ايفاء وظايف زناشوئي را منوط به دريافت مهريه نمايد.وازاين حق يک بار وآنهم قبل از نزديکي مي تواند استفاده نمايد مشروط بر اينکه مهر او حال باشد يعني مهلتي براي پرداخت تعيين نشده و زوج عندالمطالبه مکلف به پرداخت باشد.بنا بر اين چنانچه دادگاه اعسار وي را احراز نمايد و مهلتي براي پرداخت مشخص نمايد با پرداخت قسط اول حق حبس بدليل موجل شدن مهر ساقط مي گردد.مستند اين موضوع در خود ماده مورد اشاره است.ضمنا اين حق ارتباطي به نفقه ندارد.بهتر است به اين جنگ با تدبير خاتمه دهيد بگونه اي که به آرامش وحقوقتان نيز برسيد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : يه سوال داشتم در مورد توقيف اموال مرد - ميخواستم بدونم آيا ميشود زمانيکه زن مهريه را به اجرا گذاشته باشد معادل پول آن بتواند خانه شوهرش را توقيف کند اين در حالي است که شوهرش نوشته اي مبني بر اينکه خانه اي دارد و در عوض مهريه آن را به زن ميدهد نيز با اثر انگشت و امضا داده - مي خواستم بدانم آيا مي توانم خانه شوهرم را به جاي مهريه بگيرم پاسخ : پس از صدور قرار تامين خواسته معادل مهريه از اموال زوج در صورتيکه جزء مستثنيات دين نباشد مي توان توقيف و پس از محکوميت زوج وصول نمود.اما تنها منزلي که زوج در آن ساکن باشد جزءمستثنيات دين محسوب ميگردد.نحوه نگارش نامه مورد اشاره بسيار مهم است اگر ميتوانيد برايم فکس يا ارسال نمائيد تا دقيقتر کمکتان کنم
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : آيا اين موضوع حقيقت داره که در مجلس طرحي مطرح شده که مهريه هاي بالاي 250 سکه جنبه قانوني نداره ؟ بطور مثال اگر مهريه اي 500 سکه باشد از لحاظ اجرائي 250 سکه بيشتر مورد قبول محاکم قضائي نمي باشد لطفا در اين مورد منو راهنمائي کنيد و براي اطلاعت بيشتر به کجا ميتونم مراجعه کنم پاسخ : خير البته سابقا طرحي توسط تعدادي از نمايندگان مبني بر تعيين سقف مهريه مطرح شد که حتي در کمسيون مربوطه نيز راي نياورد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : اگر بعد از ازدواج مهريه زن توسط مرد بخواهد اقزايش يابد چه شرايطي دارد و آيا افزايش آن به صورت ملک در عقد نامه ( يعني به مهريه قبلي خانه هم اضافه شود-) امکان دارد لطفا راهنمايي ام کنيد - پاسخ : بله از آنجا که تعيين مهريه و ميزان آن بر اساس توافق زوجين بوده است افزايش ميزان مهريه نيز بر اساس توافق ايشان منعي ندارد. با مراجعه به دفتر اسناد رسمي وازدواج و تنظيم سند رسمي و درج در سند نکاحيه صورت مي گيرد
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : شخصي که در خارج ازکشور به مدت شش ماه بايد به کارخود ادامه دهد اگر نياز به وکيلي جهت فسخ نکاح داشته باشد هزينه تقريبي چه ميزان مي باشد و روش اخذ وکيل؟اگر زني مهريه خود را اجرا گذاشته و تنها به حقوق شوهر خود که کارمند دولت است دسترسي داشته باشد قاضي چه مقدار از حقوق را به نفع زن برداشت مي کند ( مهريه زن سکه طلا مي باشد ) ميزان محاسبه پرداخت مهريه (نرخ سکه در روز دادرسي است يا با کاهش يا افزايش قيمت سکه تغيير خواهد کرد) در پايان آيا عدم تمکين زن، اجرا گذاشتن مهريه که منجر به برداشت ازحقوق مرد مي شود در امر فسخ نکاح ايجاد تسهيل مي کند يا اينکه زن مي تواند هنوز مدعي نيمي از دارائيهاي مرد باشد (در صورتيکه مرد فاقد هيچگونه دارايي به غير از پول نقد مي باشد) پاسخ : هزينه وکالت در اينگونه موارد توافقي است اما براي استفاده از وکيل مي توانيد به سفارت ايران مراجعه وبا ارائه مدارک شناسائي مربوطه به وکيل مورد نظرتان وکالت بدهيد.در صورتيکه وجود فرزند يک چهارم وگر نه يک سوم از حقوق به صورت ماهيانه تو قيف خواهد شد.زوج مکلف به پرداخت سکه ميباشد ميزان محاسبه بر مبناي روز پرداخت است اگر منظورتان از فسخ نکاح طلاق است خير والا فسخ نکاح تعريف و شرايط خاصي دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : سوال اول : نحوي محاسبه مهريه - مادر ناتني من در سال 84 فوت نموده اند و فرزند هم ندارند فقط مادر دارندکه در قيد حيات مي باشند. سوال دوم: برادر ايشان( مادر ناتني من)شناسنامه ايشان را از من با مکر وحيله گرفتن و حالا مي گويند که مهريه و صورت جهيزيه و 8/1 ساختمان را به ما بدهيد . ما هم نميگوييم که نمي دهيم ولي ايشان شنلسنامه مادر ناتني ما را نمي دهد که کار هارا به صورت قانوني انجام دهيم. در ضمن من يک وکالت کاري از مادر بزرگ نا تني هم دارم . لازم به ذکر است که شناسنامه مادر بزرگم هم در اختيار اين دايي ناتني هست. نکته آخر که مادر بزرگ ناتني ما مي گويد که هيچ چيز ي از ما نمي خواهد. لطفا" ما را راهنمايي بفرماييد که چه کاري بايد انجام بدهيم. پاسخ : نحوه محاسبه مهريه در قسمت آرشيو مقالات و اخبار توضيح داده شده اما در خصوص موارد بعدي متوجه خواسته شما نمي شوم که قصد چه کاري داريد حصر وراثت يا تقسيم ترکه يا ...؟ در صورت امکان با من تماس بگيريد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : من ? سال يش با مردي عقد دايم کردم .بعد از ? ماه فهميدم که رولاس ميترال دارم يعني يکي از دريچه هاي قلبم خيلي کم گشاد شده.من علايم اين بيماري رو اصلا تا ? ماه بعد از عقد با ايشان نداشتم.ايشون به من گفت که شما من رو فريب دادي و از اين قضيه اطلاع داشتي و به من نگفتيودر صورتي که اصلا اين طور نبوده .و ايشون به من گفت حالا که اين طور هست يا طلاق يا من زن دوم بايد بگيرم.من از روي علاقه به ايشون قبول کردم که همسر دوم اختيار کنه وايشون گفت که من اين کار رو نميکنم ولي در عوض چون تو سالم نبودي و مهريه در صورت سلامت زن بهش تعلق ميگيره بايد مهريه رو ببخشي.من از روي سادگي و عدم اطلاع قبول کردم.البته هيچ کس جز من و ايشون اين رو نشنيده و مدرک کتبي هم از من نداره.تا الان هم اقدامي براي اين کار نکرده.ايشون با من برخمرد هاي زشتي ميکنه و من رو از نظر روحي آزار ميده .يک بار هم من رو مورد ضرب و جرح قرار داده.با اين حال من ميتونم هم تقاضاي مهر و هم طلاق کنم؟و ايا ايشون با گفتن حرفشون راجع به بيماري من و مهريه من رو فريب داده؟(بيماري من هيچ اختلالي در زندگي من ايجاد نکرده و بسيار خفيف است) پاسخ : چنانچه بتوانيد برخوردهاي آزار دهنده وي و ضرب وجرح ايشان را اثبات كنيد مي توانيد طلاق بگيريد اما مهريه بستگي به نحوه بذل دارد متاسفانه بله اشتباه كرديد البته در مواردي قابل جبران است.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : نحوه مطالبه قانوني و دريافت مهريه از ديه تعلق گرفته از ناحيه فوت شوهر از وراث به چه گونه است . لازم به ذکر است که اينجانب دو فرزند بالغ دارم و همچنين پدر و مادر شوهر اينجانب نيز که از وراث مي باشند در قيد حيات مي باشند. پاسخ : با طرح دادخواست حقوقي به طرفيت جميع وراث مي توانيد مهريه خويش را مطالبه و ضمن آن تامين خواسته را بخواهيد تا زمان رسيدگي و اجراي راي معادل مهريه توقيف گردد.البته اگر مهريه مازاد بر 50ميليون ريال باشد لزوما دادخواست توسط وکيل بايد ارائه گردد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : اگر زني براي جلب اعتماد شوهر خود پس از دهسال زندگي مشترک بخواهد دو موردي که در عقدنامه ذکر شده را تغيير دهد امکان دارد ?- دريافت مهريه را از حالت عندالمطالبه به زمان طلاق موکول کند ?- حق تنصيف دارايي را ببخشد. در صورت مثبت بودن جواب طريقه اقدام چگونه است. آيا بايد پدر زوجه يا يکي از بستگان بالاجبار حضور داشته باشند. پاسخ : گر چه معتقدم اينگونه جلب اعتماد آنهم بعد از ده سال زندگي مشترک نه تنها مشکل گشا نيست بلکه موجب سوء استفاده خواهد شد و شديدا با آن مخالفم اما اگر مصمم به اين کار هستيد هر دو مورد امکان پذير است با مراجعه به دفاتر اسناد و ازدواج صورت مي پذيرد و فقط حضور زوجه ضروري است.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : من 3 ماه پيش عقد کردم و بعد از اولين رابطه جنسي که با هم داشتيم متوجه شدم که همسر من باکره نيست در صورتي که بخواهيم از هم جدا شويم مهريه همسر من به چه صورت محاسبه مي شود ؟ پاسخ : در صورتيكه باكره نبودن ايشان قبل از عقد اثبات شود نكاح قابل فسخ بوده ودر صورت فسخ مهريه به ايشان تعلق نمي گيرد والا تمام مهريه به وي تعلق خواهد گرفت.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : فردي در يک تصادف همسر وپدر زن ومادر زن خود را ازدست مي دهد ايا قيم مي تواند مهريه را اجرا بگذارد تکليف خانه اي که در حال ساختن است چه مي شود تکليف جهيزيه و وسايلي که در زمان زندگي مشترک زوجين خريداري شده چه مي شود و وسايلي که زوج قبل از ازدواج داشته چه حکمي دارد پاسخ : بله وراث و يا قيم آنها ميتواند مهريه را به نسبت سهم خودشان از ماترك آن مرحومه مطالبه نمايد جهيزيه را نيز در سؤال قبلي توضيح دادم. در مورد خانه نفرمودهايد كه متعلق به چه كسي بوده و اموال شخصي زوج متعلق به خودش است.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : اينجانب داراي 29 سال سن هستم . آذر ماه سال گذشته با مردي که 5 سال از خودم کوچکتر بود بين ما صيغه موقت جاري شد که مدت آن يکسال و مهريه آن معلوم شد. صيغه عقد موقت ما در دفتر ثبت ازدواج به شماره 171 تهران و به نام آقاي هادي غلامي جاري شد ولي در دفتر ايشان ثبت نگرديد.و به استناد يک برگه که داراي امضا و تاريخ و قيد مهريه معلوم و عکس هردويمان بود به آن مرد داده شد و براي من برگه اي صادر نشد. در هنگام جاري شدن عقد اينچانب باکره بوده ولي بدليل نداشتن پدر و جد پدري از اينجانب گواهي فوت خواسته شد . ولي من در عين حال هم داراي برادرها و عمو نيز براي اذن ازدواج مي باشم . بعد از مدتي که از عقد ما گذشت آن مرد معلوم شد قبل و بعد از عقد بجهت فريب و اخاذي از من بين ما مشکلاتي پيش بياورد. که من به ايشان گفتم ديگر حاضر به ادامه نيستم و تصميم به ازدواج با مرد ديگري را دارم . ايشان علي اظاهر قبول کرده و مخالفتي من باب ازدواج دومم نکرد. اما بعد از ازدواج دومم که هنوز از پايان مدت ازدواج اولم نگذشته بود مدعي شدند که من همسر او هستم.و آن برگه عقد موقت را شاهد قرار داده و با اين حربه درصدد اخاذي از من شدند.همچنين باعث ايجاد مزاحمتهاي تلفني به تمامي اعضاي فاميل گشتند در حدي که اختلالي در ازدواج دايم من ايجاد شده. و باعث هتک حرمت من و آبروريزي خانوادگي مان گشته. از شما اين سئوال را دارم که با استفتا از محضر چندين آيه الله و مراجع تقليد از قم و اينکه در برگه مکتوب است که حق فسخ دوطرفه است در ضمن من چه در عقد اول و چه در عقد دومم همچنان باکره هستم سپوال من اينست که چگونه ميتوان از طريق قانون آن شخص را مجرم شناخت پاسخ : نمي دانم از محضر مراجع تقليد چه استفتائي كرده ايد اما بنظرم در نكاح منقطع يا همان صيغه موقت حق فسخ وجود ندارد بلكه اختيار بذل مدت به زوج داده شده است كه هر زمان اراده كند مي تواند بقيه مدت را به زوجه ببخشد البته اين حق قابل توكيل است وزوج مي تواند براي اعمال اين حق به زوجه وكالت دهد كه هر زمان خواست بقيه مدت را بذل و خود را از علقه زوجيت برهاند.بنابر اين اگر منظور شما از فسخ همين مورد است كه توسط شما نيز انجام گرفته پس ايشان حق مراجعه به شما را ندارد ودر صورت مزاحمت مي توانيد از وي در دادسراي محل شكايت كنيدوالا اگر اختيار بذل مدت به شما نداده باشد تا پايان مدت عقد همسر وي هستيد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : من مي خواهم از همسرم جدا شوم.هنوز عروسي نکرده ايم اما پرده بکارت ايشان بر اثر يک اتفاق(نه رابطه) پاره شذه است.آيا بايد تمام مهريه را بدهم با نصف آن؟چگونه اين امر را ثابت کنم؟مهربه با توجه به حقوق 300 هزار توماني من چقدر خواهد بود؟ پاسخ : متوجه منظورتان از اتفاق نمي شوم اگر پرده بكارت توسط شما ازاله شده باشد تمام مهريه به ايشان تعلق مي گيرد تا حدودي پزشكي قانوني امكان تشخيص دارد .در صورتيكه اموالي نداشته باشيد با درخواست شما دادگاه آنرا تقسيط خواهد نمود نحوه تقسيط معيار مشخصي ندارد اما بايد بگونه اي باشد كه مديون توان پرداخت داشته باشد
. --------------------------------------------------------------------------------
پرسش : من خانمم رو تمکين کردم اوهم مهريه اش را مطالبه کرده از عقدمون يک سال وسه ماه ميگذرد 1-حق نفقه دارد واگه دارد چقدر است من قراردادي سه ماهه دريک شرکت با حقوق 180هزار تومان مشغول به کارم 2-من اعسار در پرونده دارم ومورد تاييد شوراي محل است آيا همين کفايت ميکند بر معسر بودن من در دادگاه يا چيز ديگري ميخواهد 2-نحوه اجراي حکم به چه صورت است آيا بخاطر عدم پرداخت نقد من بايد زنداني شوم وبعد رسيدگي به اعسار ميشود يا همان اول به اعساري که نوشتم ترتيب اثر داده ميشود وهمان اول قسط بندي ميشود ومقدار آن چقدر است هر قسط چقدر تعيين ميشود (مهريه خانمم 313سکه تمام بهار آزادي ) پاسخ : اولا تمكين از وظايف زوجه است نه شما. ثانيا تا زماني كه نشوز زوجه اثبات نگردد ودادنامه قطعي در اين خصوص صادر نشده باشد از تاريخ عقد زوج مكلف به پرداخت نفقه خواهد بود والبته ميزان آن بستگي به شئون زوجه دارد. در مورد اعسار نظر دادگاه مهم است كه پس از محكوميت قطعي شما به پرداخت دين وپس از ارائه دادخواست موسوم به اعسار و تشكيل جلسه رسيدگي واستماع شهادت شهود تصميم مي گيرد نظر شورا وشهود مي تواند بعنوان دليل بررسي شود.پس از صدور اجرائيه اگر اعسار شما پذيرفته نشده باشد با درخواست محكوم له شما تا پرداخت محكوم به يا تقسيط آن حبس خواهيد شد.نحوه تقسيط نسبت به وضعيت مالي افراد متفاوت والبته در اختيار دادگاه است
. --------------------------------------------------------------------------------
پرسش : سئوال من اين است که براي خانم هائي که با هر ترفندي با مهريه کم(14 سکه) به ازدواج شخصي که با آزار و اذيت مي خواهند با توجه به ارتباطي که با دختر ديگري دارند مجبور به طلاق ميکنند آيا سوئ استفاده از مهريه کم و يا کلاهبرداري نيست؟دراين مواقع از چه طريقي مي توان عليه شخص شکايت نمود و تنها فرزند خود را از او گرفت؟ پاسخ : موضوعي كه بيان داشته ايد نه كلاهبرداري است ونه سوء استفاده از مهريه كم بلكه نوعي معضل اخلاقي واجتماعي است كه دلايل خاص خود را دارد.در چنين وضعيتي پيشنهاد اول ما اين است كه سعي كنيد با استفاده از خدمات مشاوره روانشناس مناسب مشكل مذكور را حل كنيد اگر نتوانستيد مي توانيد مهريه خود را مطالبه ودر صورت اثبات موضوع تقاضاي طلاق نمائيد البته هم اثبات موضوع وهم سلب حضانت پدر بسيار مشكل است.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : حدود 3 سال است که ازدواج کرده ام هنگام عقد پدر شوهرم سند آپارتمان در حال ساخت را به عنوان هديه به شوهرم داد اين اپارتمان امسال آماده شد و ما آن را چون مي خواستيم در تهران خانه بخريم و آن آپارتمان در شهرستان بود فروختيم ودر تهران خانه اي خريديم که حدود 20 ميليون تومان از پول خانه جديد را من از پول جهيزيه ام وسود آن که در اين مدت در بانک گذاشته بودم دادم حال خانه جديد را به اسم من خريداري کرديم و قسط ماهيانه ان نيز به نام من است که چون کارمند هستم از حقوقم پرداخت مي کنم حال شوهرم پشيمان شده که خانه را به نام من خريده و اظهار مي کند که اين خانه اگرم به نام تو باشد ديگر مهريه اي به تو تعلق نمي گيرد و اگر بخواهم مهريه ات را بدهم خانه را ازت ميگيرم حال اين سوال براي من پيش آمذه که اصلا يه همچين چيزي امکان دارد ايشان مي تواند سند خانه اي را که به نام من خورده از من بگيرد و آيا با به نام زدن اين خانه به نام من آيا مهريه اي به من تعلق نمي گيرد ؟ شايان ذکر است مهريه من سکه مي باشد. خواهش مي کنم راهنماييم کنيد چون ايشان دائم من را تهديد مي کنند و حتي کتک مي زنند در صورتيکه در اين سه سال من با بدترين شرايط در کنارشون زندگي کردم پاسخ : سواي مباحث وجداني اگر در جائي قيد نشده باشد كه پرداختي ايشان بابت مهريه است مهريه شما كما كان بر ذمه ايشان است در هر صورت ايشان نمي تواند خانه مذكور را از شما بگيرد البته در شرايطي ممكن است بتواند وجوه پرداختي خويش را مطالبه كند
. --------------------------------------------------------------------------------
پرسش : مدت ده ماه با همسرم زندگي مشترک داشتم. ايشان با بهانه گيري بي مورد عرصه را بر من تنگ و يک روز طلا و جواهرات و مقداري پول را برداشته و از منزل خارج شدند. پس از مدتي دادخواست طلاق دادند. مهريه همسرم که يک آينه و شمعدان نقره بوده پرداخت نموده ام. اما در مدت کوتاه زندگي مشترک به اندازه اي از نظر مادي و معنوي سرمايه گذاري کرده ام که راضي به طلاق ايشان نيستم. لذا دادخواست الزام به تمکين را طرح نمودم. با آنکه دادخواست الزام به تمکين من پيش از دادخواست طلاق همسرم مطرح شده بود، وکيل همسرم به دادگاه مراجعه و اذعان کرد که موکل من در شهر اصفهان، محل اقامت پدر و مادر خود زندگي مي کند. در حالي که پيش از آشنايي با همسرم ايشان در تهران منزل خاله خود زندگي مي کردند. قاضي نيز به همين علت پرونده را بدليل عدم صلاحيت محلي به شهر محل اقامت همسرم ارجاع کرد. پس از اطلاع به قاضي پرونده مراجعه کردم و ايشان گفت که همسرتان براي اثبات محل اقامت خود استشهاد داشته است. به ايشان گفتم من هم ادعاي ايشان را با استناد به گواهي محل تحصيل ايشان در تهران و استشهاد محلي رد مي کنم. قاضي گفت بسيار خوب من حکم عدم صلاحيت محلي صادر کرده ام و کاري نمي توانم بکنم. فقط شما مي توانيد دادخواست خود را پس گرفته و دادخواست ديگري به جريان بيندازيد!!! من هم به ناچار چنين کردم. پس از مدتي زمان دادگاه طلاق همسرم که بعد از من اقدام نموده بود برگزار شد. من در آن جلسه شرکت و لايحه اي دادم. اما همسرم در دادگاه الزام به تمکين که پس از آن تشکيل شد به بهانه اين که دادگاه صلاحيت محلي ندارد شرکت نکرد. امروز هم به دادگاه مراجعه کردم تا بار ديگر به قاضي بگويم که محل اقامت همسرم تهران است اما او گفت چنانچه صحبتي داريد در دادگاه مطرح کنيد! آقاي سربازي بديهي است که قاضي نمي بايد بار اول بدون حضور من و مشاهده دلايل من حکم عدم صلاحيت محلي صادر مي کرد. حالا هم که مستندات کافي به ايشان ارائه داده ام شايد همان حکم قبلي را صادر نمايد. در صورتي که چنين کند چگونه مي توانم به حکم دادگاه اعتراض کنم؟ لطفا مرا راهنمايي بفرماييد. با تشکر وحيد پاسخ : با توجه به ارتباط كامل دعاوي الزام به تمكين وطلاق .مطابق قانون بايد دعاوي مذكور تواما در يك دادگاه رسيدگي شود.بنابر اين دادگاهي كه سبق ارجاع دارد يعني يكي از دادخواستها زودتر به آن ارجاع شده صالح به رسيدگي است مي توانيد به دادگاه ديگر مراجعه ومراتب را اعلام تقاضاي رسيدگي توامان كنيد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : اگر خانمي درموقع عقد وقبل از ازدواج مهريه خود را اجرا بگذارد وزوج توان پرداخت آنرا نداشته باشد برخورد دادگاه با اين مساله به چه صورت است آيا دراين مورد ماده 2اجرا ميشود وزوج بعلت عجز از پرداخت به زندان ميرود؟ يا در همان ابتدا قسط بندي ميشود با دادخواست اعسارزوج؟آيا صحت دارد که فقط براي شاغلين دائم ورسمي اقساط از همان ابتدا انجام ميگيرد؟ سئوال دوم اگر عقد در شهرستان محل سکونت زوجه صورت گرفته باشد وزوج در شهرستان ديگر باشد درصورت دادخواست زوج بر عدم تمکين زوجه، مطالبه نفقه ومهريه زوجه واستفاده از حق حبس در دادگاه کدام شهرستان قابل پيگيري است ،در محل سکونت زوج يا در محل وقوع عقد؟در اين مورد زوج ميتواند از ماده 11قانون آيين دادرسي مدني در دادگاه محل سکونت خود پرونده را پيگيري کند؟ پاسخ : سلام خدمت شما دوست عزيز پس ازعقد زوجه مالك مهريه است ومي تواند آنرا مطالبه نمايد پس از صدور حكم قطعي بر محكوميت زوج وي مي تواند از دادگاه تقاضاي تقسيط مهريه را با طرح دادخواست اعسار نمايد.در صورت تقسيط مهريه وپرداخت به موقع اقساط ماده 2 اعمال نمي شود والا با درخواست زوجه اعمال وزوج تا پرداخت مهريه يا اقساط زنداني مي شود.در محل سكونت زوج
. --------------------------------------------------------------------------------
پرسش : آيا در صورتي که مهريه به اجرا گذاشته شود ملک يا مغازه اي که قبل از تاريخ به اجرا گذاشتن مهريه بصورت وکلاتي تاکيد ميکنم به صورت وکلاتي نه قطعي فروخته شده باشد البته به اقوام درجه يک مثل مادر يا برادرشامل اجراي قانون مهريه و ضبط اموال مي باشد پاسخ : وكالت بيع نيست در وكالت وكيل صرفا اختيارات موكل را در حدودي كه به وي تفويض مي شود دارد.اگر مشمول مستثنيات دين نباشد قابل توقيف است
. --------------------------------------------------------------------------------
پرسش : 3- حداقل اموالي که مرد ميتواند داشته باشد و شامل ضبط اموال براي مهريه نميباشد چيست؟ منظورم داشتن ماشين معمولي مثل پرايد يا 405 داشتن يک واحد اپارتمان حدود 60 متري و داشتن تلفن همراه آيا در صورت عدم توانائي پرداخت مهريه اين اموال هم مصادره ميشود؟ پاسخ : محكوم له مي تواند براي وصول به محكوم به اموال محكوم عليه را توقيف نمايد برخي اموال از اين قاعده استثناء شده است كه در ماده524 قانون آئين دادرسي مدني احصاء شده است از جمله مسكن مورد نياز محكوم عليه و افراد تحت تكفل.وسيله نقليه مورد نياز ومتناسب با شان محكوم عليه.اثاثيه مورد نياز.وسايل وابزار كار.و... خير اين اموال توقيف نمي شود.در صورت اعسار وپذيرش آن از طرف دادگاه زنداني ندارد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : در سال ?? ازدواج کردم وصاحب يه دخترهستم در زندگي ام مشکلي ندارم ولي شوهرم ميخواهد همسر ديگري انتخاب کند وخودش ميگويد از سر دلسوزي ميخواستم بدانم من چه بايد بکنم ايا شوهرم بدون اذن من ميتواند اينکار را بکند چون شنيده ام اذن همسر اول لازم ميباشد واگر عقدي بدون اذن همسر اول صورت بگيرد مي توان شکايت کرد حتي از محضري که ان دو را به عقد هم در مي اورند ايا چنين چيزي درست است و اگر بخواهم ا زهمسرم جدا شوم تکليف بچه ام چي ميشود ايا او را به من مي دهند ومن ميتوانم هم بچه ام را داشته باشم هم مهريه ام رو طلب کنم دومين سوالي هم که ازخدمتون داشتم اين است که شوهرم سه دانگ از منزل پدرش به نامش ميباشد ميخواستم بدانم اگر شوهرم همسر ديگري انتخاب کرد ومن خواستم مهريه را بگيرم ????سکه بهار ازادي ميباشد به چه صورت هست و ميتوانم ازخانه اي که بنامش هست نامي ببرم متشکرم پاسخ : سعي كنيد او را منصرف كنيد اگر در مسائل زناشوئي كوتاهي كرده ايد مراقب باشيد از اين به بعد تكرار نشود .اما از جنبه حقوقي بدون اذن شما چنين حقي ندارد ودفاتر ازدواج نيز چنين اجازه اي را ندارند اگر هم بصورت غير رسمي چنين اقدامي كند وشما بتوانيد اثبات نمائيد حق طلاق خواهيد داشت.تا هفت سالگي حضانت ونگهداري فرزند مشترك با شما خواهد بود ومهريه خويش را نيز مي توانيد مطالبه كنيد.بله اگر در آنجا ساكن نباشد مي توانيد توقيف نمائيد.
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش : در طول ده ماه نامزدي ? ماه است که ترک نفقه نموده وما شکايت کرده ووکيل گرفتيم آيا مهريه تعلق ميقيرد پاسخ : در طول مدت نامزدي خير . مهريه و نفقه به شما تعلق نمي گيرد اما اگر عقد كرده باشيد هم مهريه وهم نفقه به شما تعلق خواهد گرفت.
-------------------------------------------------------------------------------- پرسش : موارد فسخ نکاح براي زوج و ايا در موارد فوق به زوجه مهريه تعلق ميگيرد يا خير پاسخ : مطابق ماده 1123قانون مدني عيوب قرن .جذام.برص.افضاء.زمين گيري.نابينائي از هر دو چشم در زن موجب حق فسخ براي مرد خواهد بود.در صورت فسخ مهريه به زوجه تعلق نخواهد گرفت. -------------------------------------------------------------------------------- پرسش : چنانچه قصد داشته باشم همسرم را طلاق دهم و همسرم تقاضاي دريافت مهريه نمايد ، دادگاه براي وصول ان کدام يک از اموال مشروحه ذيل مرا بهع همسرم اعطاء مي نمايد :1 آپارتماني که در آن سکونت دارم 2 ماشين 3 موبايل پاسخ : صرفا موبايل را اگر جزء لوازم كارتان نباشد -------------------------------------------------------------------------------- پرسش : همسر بنده مهريه خود را حدود 4-5 ماه پيش بذل نمود ولي حدود يکماه پيش رفته و دادخواست مهريه داده است ايا من ميتوانم ان را (مهريه ) ندهم ؟ اگر او بگوييد که من ننوشته ام يا شرايط روحيم مناسب نبود ؟ چي ؟ اگر قاضي پرونده سخت گير باشد و بگوييد بايد بدهم من چکار ميتوانم بکنم؟ سئوال دوم آيا يا همه سختي ها اگر وکيل بگيرد ؟ قاضي سرسخت باش؟ادعا کند خودش ننوشته يا دعا کند در شرايط روح مناسب نبوده و ...آيا ميتواند بگيرد يا نه ؟ سئوال دوم يا بايد وکيل بگيرم يا لايحه تنظيم کنم کافيست ؟ پاسخ : چنانچه مهريه را بذل نموده وذيل نوشته مربوطه امضاء نموده باشد(هر چند از خانم ها خيلي بعيد است)انكار امضاءكمكي به او نخواهد كرد زيرا از طريق كارشناسي اصالت آن مشخص خواهد شد در مورد اينكه در شرايط نامناسب روحي (جنون)نوشته شده بايد بتواند موضوع را اثبات نمايد كه مستلزم جلب نظر كمسيون پزشكي قانوني است . در هر صورت امضاء ذيل نوشته عليه امضاء كننده حجت است.موضوع ارتباطي به سرسختي قاضي ندارد.مسلما دفاع وكيل بسيار موثر تر خواهد بود. -------------------------------------------------------------------------------- پرسش : بنده در سال 80 بواسطه net با همسرم آشنا شدم و سال 81 عقد کردم و از آن زمان با توجه به مشکل فرهنگي و بر خلاف توافقات ايشان نمي توانستند به منزل ما بيايند و حتي من هم نمي توانستم آنجا بروم. اين کشمکش ادامه داشت و با توجه به دروغهاي همسرم بنده احساسي به ادامه زندگي با ايشان نداشتم و حتي پيش چند مشاور رفتيم و توصيه مي کردند که ادامه داده نشود.عليرغم آن در سال 84 عروسي کرديم و بعد از 1 ماه و اندي پي بردم ايشان مبتلا به بيماري هپاتيت B ميباشد و ايشان مهرشان را اجرا و بنده نيز از ايشان بعنوان تدليس شکايت کردم و در بدوي رد شده و دليل آن تزريق واکسن در سال 83 بوده و خانمم از دفتر چه بيمه من کنده بود... سوال 1: آيا صرف زدن واکسن ميشود با توجه به استناد کرد و تدليس را رد کرد؟ 2 - با توجه به اينکه ايشان بدون اجازه بنده از منزل رفتند به منزل پدرشان ،مستحق نفقه است؟ 3)با توجه به اعتراض اينجانب به حکم تدليس آيا در تجديد نظر ميتواند اثبات کنم و با توجه به اينکه استشهاد هم دارم مبني بر آنکه اين خانم و خانوادشان بيماري را عمدا پنهان کردند؟ 4) جهت دريافت مهريه ايشان شکايت فرار از دين مطرح کردند و من با توجه به اينکه به خواهرم منتقل کردم و در دادگاه گفتم موبايل دست خودم هست و بدليل ابزار کار من است نمي توانم منتقل کنم آنرا؟ آيا ميتوان در نامه هاي اداري شرکت که شماره همراه ذکر ميشود استناد کنم؟ پاسخ : 1-ظاهرا منظور از زدن واكسن آنهم با استفاده از دفترچه شما اين بوده كه شما در سال 83 از بيماري وي اطلاع داشته ايد وبا توجه به اينكه در سال 84 عروسي كرده ايد در واقع از موضوع اطلاع داشته ايد وچون اطلاع داشته ايد تدليس معني ندارد.2- تا زماني كه حكم الزام به تمكين وي را ازدادگاه نگيريد وقطعي نشود به اين معني كه نشوز وي بدليل عدم عذر موجه اثبات نگردد مستحق نفقه خواهد بود. 3- متاسفانه استشهاد در اين مورد( وبه نظر اينجانب در تمامي موارد )تاثيري ندارد. 4-اگر ابزار كار است كه جزء مستثنيات دين خواهد بود وغير قابل توقيف است وضرورتي براي انتقال به ديگري نيست اگر هم منتقل كرده ايد براي عدم توقيف واين انتقال صوري بوده تا ابزار كارتان را ازدست ندهيد وعلت آن هم جهل به قانون بوده است مرتكب جرمي نشده ايد وشكايت ايشان قابل دفاع است -------------------------------------------------------------------------------- پرسش : پنج ماه پيش همسرم بوسيله دست نوشته اي مهريه خود را در منزل به من بخشيد ولي اکنون رفته و مهريه خود را از طريق دادگاه مطالبه کرده آيا ايشان ميتواند با توجه به بذل مهريه خود آن را مجددا مطالبه کند و بگويد آن نوشته را من ننوشته ام يا آن را به اجبار نوشته است آيا من ميتوان از دادن مهريه خود داري کنم پاسخ : هرچند بذل مهريه در منزل وبدون حضور شاهد قابل تامل است اما اگر زوجه امضائ نموده باشد انکار امضاء نتيجه اي ندارد. -------------------------------------------------------------------------------- پرسش : بعد از خرج حدود 4 ميليون تومان هزينه تدارکات جشن عروسي وخريد تمامي وسايل زندگي پدر خانمم دو بار مراسم را در لحظات آخر با دلايلي واهي وبي منطق بهم زده ودر بار آخر اعلام عدم موافقت با شروع زندگيم با دخترش کرده وقتي از ايشان خسارتهاي متحمله از بهم زدن مراسم را خواستم که دخترش را طلاق بدم موافقت نکرد وبا عدم آگاهي از قوانين مجبور شدم اظهار نامه تمکين بدهم که بلافاصله تمکين را مشروط بر گرفتن نصف مهريه که مهريه کامل 313سکه بود واستفاده از حق حبس( ماده 1085 )کرد من با حقوق 180هزار تومان در يک شرکت با قرارداد موقت کار ميکنم که ميخواهم اعسار بدهم ودرخواست قسط بندي کنم يعني با اين کار ميخواهد فشار به من بياورد ودخترش را طلاق بدهم ايشان هم يک وکيل با پولي که به دخترش دادم عليه من گرفته، بار سنگيني از اين مساله متحمل شدم سئوال من از حضرتعالي راه قانوني وممکن براي اخذ مجوز ازدواج مجدد از دادگاه چيست؟ حالا که خانمم از پدرش پيروي ميکند وهم وغم ايشان گرفتن يک پول مفت از من است من هم ميخواهم ازدواج کنم واز اين راه فشار به آنها بياورم واين هم معقول نيست چند سال منتظر باشم تا قسط تمام شود وبعد ببينيم خانم تشريف فرما شوند يا خير عاجزانه درخواست يک راه حل براي اين معضل خانمانسوز جوانهاي امثال من که فريب مهريه سنگين را خورده اند مساله آخر در صورت ازدواج مجدد زوج به هر دليل زوجه حق طلاق پيدا خواهد کرد آخه اين راه حل مناسب براي اعطاي ازدواج مجدد براي زوجه غير متمکنه است؟اين حق طلاق با چه شرايطي است آيا طلاق خلع پاسخ : صرفنظر از اينكه پس از تقسيط مهريه وپرداخت قسط اول حق حبس موضوعيت خود را از دست ميدهد وزوجه مكلف به تمكين مي شود.با قوانين موجود وشروط مندرج در عقدنامه كه ظاهرا به امضاي جنابعالي نيز رسيده است پس از ازدواج زوج زوجه مي تواند تقاضاي طلاق نمايد.متاسفانه قانونگذاران ما در تصويب قوانين به نظرات اساتيد حقوق توجه لازم را نداشته اند واين امر باعث تصويب قوانيني گرديده كه نه حقوق زنان ونه حقوق مردان رعايت نشده است .در هر صورت فقط مي توانيم بگوئيم متاسفيم. -------------------------------------------------------------------------------- زن چگونه ميتواند کليه حقوق خود اعم از مهريه ، نفقه ، اجرت المثل و ... راببخشد ؟ايا در منزل ميتواند بصورت دست نوشته بنويسد و سپس در دفاتر اسناد رسمي گواهي اممضا کند تا جنبه قانوني پيدا کرده و محمکه پسند باشد ؟ پاسخ : بله مي تواند ومحكمه پسند هم خواهد بود. -------------------------------------------------------------------------------- ايا براي بذل مهريه توسط زن ايا حضور ولي زن لازم است ؟ ايا در صورتي که زن مهريه خود را بصورت دست نوشته و ساده نوشته و ذيل انرا دوبار امضا کرده (البته بدون حضور شاهد ) ميتواند دادخواست مطالبه مهريه دهد و به عناوين مختلف ان نوشته را رد کند ؟خواهش مي کن صريح بگيد ميتواند مهريه را بگيرد يا نه ؟ پاسخ : 1-حضور ولي زن هيچ ضرورتي ندارد 2-يكبار هم امضاء كند كافي است 3-دادخواست مهريه مي تواند بدهد اما رد مي شود. 4- نمي تواند مهريه را بگيرد. 5- خودمونيم كمي خشني ها --------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 12:20 توسط مهدي | نظر بدهيد
--------------------------------------------------------------------------------
پرسش و پاسخ در مورد کلاه برداري
آپارتماني را از شخصي پيش خريدکردم و سپس بعد از يکسال متوجه شدم شخص مذکور پيمانکار بوده و قرارداد ساخت با مالک اصلي داشته . مالک فوت شده و 5 ورثه دارد بدون وکالت نامه رسمي و برگه انحصار وراثت دارند. آپارتمان در تصرف بنده است.آيا ميتوان از شخص پيمانکار به جرم کلاهبرداري و فروش مال غير شکايت کيفري کرد.البته پيمانکار واحدي را به بنده فروخته که قرار بوده پس از پايان کار جزء سهم پيمانکار باشد. تکليف سند آپارتمان ما به چه صورت ميشود. پرسش : خير گر چه در ظاهر امر پيمانکار ملک ديگري را به شما فروخته اما سوءنيت که عنصر معنوي جرم است را نداشته است شما مي توانيد به طرفيت پيمانکار و وراث آن مرحوم دعوي حقوقي طرح نمائيد تا در نهايت دادگاه وراث آن مرحوم را ملزم به تنظيم سند به نام شما نمايد.سربازي 9/4/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- چندي پيش نمايندگي عرضه کالايي را از شخص حقيقي در ايران گرفتم . به علت دادن نمايندگي انحصاري در يکي از شهرستانها توسط ما پس از خريد کالا آن هم مدت دار و امضاي قرارداد توسط ايشان به علت فروش نرفتن کالا اين نمايندگي شهرستاني از ما به جرم کلاهبرداري به دادگاه شکايت ميکند . حال با اينکه ما خود نمايندگي ايران را از شخص ديگري گرفته ايم در صورتي که دادگاه راي به پرداخت مبالغ نمايندگي شهرستاني توسط ما را بدهد تکليف ما چيست؟ با تشکر - نيما پرسش : با توضيحي که داده ايد (البته نامفهوم)فکر نمي کنم عمل شما کلاهبرداري باشد لطفا بيشتر توضيح دهيد يا تلفن بزنيد. سربازي 9/5/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- شخصي به همراه دوستانش شرکتي تاسيس کرده اند و اقدام به تبليغات دروغين در مورد کالاي خود کرده است.در تبليغات خود مطالبي را بيان کرده است که فوق العاده مشتري پسند بوده ولي مشتريان پس از خريد متوجه شده اند کالايي را که خريده اند فاقد ارزش بوده و تبليغات کاملا دروغ بوده است. در ضمن در اين معامله هيچ سند و مدرک کاغذي وجود ندارد ولي حداقل 2 شاهد مرد وجود دارد: 1-آيا معامله فوق مصداق کلاهبرداري مي باشد؟ 2-آيا شاهد براي اثبات دروغ بودن تبليغات و اينکه معامله اي به اينصورت انجام گرفته است، از دلايل و مدارک جدي، در اقامه دعوا محسوب مي شود. مخصوصا اينکه شاهدان از خريداران کالاي مزبور بوده و خود نيز متضرر شده باشند؟ 3-اگر فروشنده متقلب با شاهدان روبرو شود و منکر شود و اصلا بگويد شاهدان دروغ مي گويند، قاضي چه تصميمي مي گيرد؟ آيا به صرف انکار شخص متقلب و نبودن سند کاغذي، شخص متقلب تبرئه مي شود؟ 4-در چه صورت حکم جلب صادر مي شود، اگر مبلغ کم باشد ممکن است، حکم جلب صادر نشود؟ 5-نحوه تعيين مجازات اين نوع جرم چه مي باشد، آيا صرفا پرداخت جريمه نقدي مي باشد و يا با توجه به مبلغ ممکن است مجازات حبس نيز در پي داشته باشد؟ 6-اگر به هر دليلي متهم تبرئه شود(با فرض وجود شاهد)، متهم مي تواند بر عليه شاکي خود، شکايت کند؟ بعبارتي آيا شخص شاکي ريسک مي کند و ممکن است خودش متهم شود!!!؟؟؟ پرسش : بله مضوع مصداق بارز کلاهبرداري است 2-شهادت شهود در قانون بعنوان دليل پذيرفته شده است3-علم قاضي نيز از جمله دلايل است وصرف انکار متهم موجب تبرئه وي نمي شود.4-صدور حکم جلب ارتباطي با ميزان مبلغ ندارد.5-مجازات کلاهبرداري از1تا 7سال زندان و استرداد مال ومعادل آنجزاي نقدي به نفع دولت است6-خير در صورتيکه دادگاه احراز کند شخصي شکايتي واهي به قصد اضرار به غير مطرح نموده قابل مجازات است.سربازي 15/5/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- با سلام خدمت شما وبا تشکر از اين همه وقتي که براي مردم بدون دادن شعار ميگذاريد وگوشه اي از مشکلاتشان را با اختصاص وقت گرانبها ومحدود تان بر طرف ميکنيد بدون مقدمه خدمتتان عرض کنم که بنده خرداد سال گذشته توسط يکي از دوستان نزديکم مورد اغفال وتطميع قرار گرفته و وارد شرکت هرمي گلد کوئست شدم اما بعد از مخالفت دولت و علما و ترس از دست دادن شغل کارمندي ام پس از دو ماه ازاين کار دست کشيده و در دي ماه 1384 از دوستم شکايت کرديم که مبلغ 3ميليون تومان از بنده ومادرم و همسرم ودو خواهرم کلاهبرداري کرده و دو شاهد نيز به دادگاه بردم اما علي رغم ناباوري من وديگران ايشان تبرئه شد و دادگاه تجديد نظر نيز همان حکم برائت شعبه دو بازپرسي قم را تائييد کرد . کما اينکه آگاهي ودادگاه نتوانستند مدرکي بر عليه ايشان پيدا کنند و او نيز اقرار کرد که من قبلا عضو بو ده ام ولي بعد از ممنوعيت کنار کشيده ام و فعاليتي نميکنم و هيچ اقراري مبني بر پول گرفتن از ما نکرد و حتي قسم دروغ نيز خورد که پولي از مانگرفته است. کما اينکه ايشان هنوز در اين رابطه فعال است و هنوز به عضو گيري ميپردازد وهمه ابن بلندگوهاي رسمي وغير رسمي که دم از برخورد با اين افراد ميزنند هيچ قدرت برخوردي با اين افراد کلاهبردار ندارند خواهشمند است بنده را بطور کامل راهنمايي فرمائيد تا بطوانم به حق وحقوقم برسم. باتشکر فراوان پرسش : دوست عزيز متاسفانه موارد زيادي وجود دارد كه جرمي صورت گرفته ليكن متضرر نتوانسته است دلايل كافي ارائه دهد و در نتيجه مجرم تبرئه گرديده است تا آنجائي كه بنده اطلاع دارم فعاليت اعضاي شبكه مذكور از طريق اينترنت بوده و قابل پيگيري و اثبات است شما از فردي كه زير شاخه او هستيد و بقول معروف شما را پرزنت نموده نيز ميتوانيد شاكي باشيد . در خصوص تبرئه شخص مورد سؤال اگر دليل مناسبي داريد از طريق شعب تشخيص ديوانعالي كشور در فرجه قانوني اعتراض كنيد. سربازي 24/5/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- قبلا در ارتباط با پرونده کلاهبرداري سوالي پرسيده بودم که براي ياداوري آن را تکرار مي کنم: "شخصي به همراه دوستانش شرکتي تاسيس کرده و اقدام به تبليغات دروغين در مورد کالاي خود کرده است.در تبليغات خود مطالبي را بيان کرده است که فوق العاده مشتري پسند بوده ولي مشتريان پس از خريد متوجه شده اند کالايي را که خريده اند فاقد ارزش بوده و تبليغات کاملا دروغ بوده است. در ضمن در اين معامله هيچ سند و مدرک کاغذي وجود ندارد ولي حداقل 2 شاهد مرد وجود دارد" حال اگر شاهدان از متضررين باشند، يعني خود از خريداران کالاي مزبور باشند ولي از حق خود گذشته باشند و شکايتي نداشته باشند، آيا مي توانند به نفع شاکي ديگري شهادت بدهند و بيان کنند که واقعا چنين کالايي فروخته شده است و شخص کلاهبردار چنين تبليغات دروغيني کرده است؟ آيا شاهدان در اين حالت باز هم ذينفع محسوب مي شوند و شهادت آنها اعتباري ندارد؟ با تشکر پرسش : خريداران ديگر در صورتي كه شكايتي مطرح نكرده باشند ذينفع نخواهند بود وشهادتشان منعي ندارد.سربازي 29/5/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- آيا عفو عمومي که توسط مقام معظم رهبري ( و يا ساير افرادي که صلاحيت صدور آن را دارند)، به مناسبتهاي مختلف صادر مي شود، شامل مجرماني نيز مي شود که جرم آنها شامل ضرر و زيان به اموال مردم بوده است؟ (مانند جرمهاي سرقت و کلاهبرداري) پرسش : خير در خصوص حقوق الناس عفو نداريم.سربازي 4/6/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- قبلا در ارتباط با پرونده کلاهبرداري سوالي پرسيده بودم که براي ياداوري آن را تکرار مي کنم: "شخصي به همراه دوستانش شرکتي تاسيس کرده و اقدام به تبليغات دروغين در مورد کالاي خود کرده است.در تبليغات خود مطالبي را بيان کرده است که فوق العاده مشتري پسند بوده ولي مشتريان پس از خريد متوجه شده اند کالايي را که خريده اند فاقد ارزش بوده و تبليغات کاملا دروغ بوده است" حال اگر شخص کلاهبردار مدعي شود که خود وي از خريداران بوده است ، صرفا تبليغاتي را که به وي آموش داده اند بيان کرده ، از نادرستي تبليغات خبري نداشته است و تنها نقش واسطه را داشته است تا بتواند با فروش محصول مورد نظر پورسانت دريافت کند، آيا اتهام کلاهبرداري از وي سلب مي شود؟ پرسش : دادگاه براي محكوميت وي بايد سوءنيت ايشان را كه عنصر معنوي جرم است احراز كند .سربازي 11/6/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- سئوال من اين است که براي خانم هائي که با هر ترفندي با مهريه کم(14 سکه) به ازدواج شخصي که با آزار و اذيت مي خواهند با توجه به ارتباطي که با دختر ديگري دارند مجبور به طلاق ميکنند آيا سوئ استفاده از مهريه کم و يا کلاهبرداري نيست؟دراين مواقع از چه طريقي مي توان عليه شخص شکايت نمود و تنها فرزند خود را از او گرفت؟ با تشکر پرسش : خواهر عزيز موضوعي كه بيان داشته ايد نه كلاهبرداري است ونه سوء استفاده از مهريه كم بلكه نوعي معضل اخلاقي واجتماعي است كه دلايل خاص خود را دارد.در چنين وضعيتي پيشنهاد اول ما اين است كه سعي كنيد با استفاده از خدمات مشاوره روانشناس مناسب مشكل مذكور را حل كنيد اگر نتوانستيد مي توانيد مهريه خود را مطالبه ودر صورت اثبات موضوع تقاضاي طلاق نمائيد البته هم اثبات موضوع وهم سلب حضانت پدر بسيار مشكل است.سربازي 1/7/85 پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- اينجانب نقش واسطه اي را در معامله اي داشته ام. از قضا مورد معامله کلاهبرداري درآمد و من از مورد دار بودن معامله خبر نداشتم. خريدارعليه اينجانب شکايت کرده است. حال شخص شاکي پس از تشکيل پرونده و ارائه اسناد به دادسر نزد من آمده و مدعي است که قبل از صدور حکم جلب و يا احضاريه، بهتر است داوطلبانه در دادسرا حاضر شوم و مشخصات فروشنده واقعي را بگويم و در تحقيقات شرکت کنم و در اينصورت است که از من گذشت خواهد نمود. آيا قبل از اينکه حکم جلب و يا احضاريه اي عليه من صادر شوذ، اين همکاري به نفع من خواهد بود؟ آيا مي توانم در اين مقطع که رسما عليه من حکم جلب و يا احضاريه اي صادر نشده است، شخصي را بعنوان وکيل به دادسرا معرفي کنم؟ پرسش : بعنوان مطلع اگر حاضر شويد واطلاعات خود را در اختيار مقام قضائي قرار دهيد هر چند در مظان اتهام باشيد به نفع شما خواهد بوداما بعنوان متهم تا زماني كه احضار نشده ايد مي توانيد حضور پيدا نكنيد.پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- مغازه ما به همراه سه واحد مسکوني در قطعه زميني به مساحت 320 متر واقع شده . اخيرا با توافق مالکين واحدهاي مسکوني قصد داريم زمين مزبور را براي تخريب و ساخت ده واحد مسکوني و يک باب مغازه بصورت مشارکت در اختيار يک پيمانکار قرار دهيم . براي جلوگيري از خسارات و کلاهبرداري احتمالي قرارداد اينکار را چگونه بايد تنظيم کنيم ؟ با تشکر از زحمات شما پرسش : دوست عزيز ترديد نكنيد تنظيم هر گونه قرارداد علي الخصوص قرارداد هاي حقوقي مانند قرارداد مورد نظر توسط وكيل دادگستري به نفع شما خواهد بود واز هزينه هاي بسيار زياد آينده نزديك جلوگيري خواهد نمود از اينرو پيشنهاد مي كنم به هر وكيلي كه دسترسي داريدحضورا مراجعه كنيد مراجعه نمائيد پاسخ : -------------------------------------------------------------------------------- اينجانب يک ملک از يک فرد خريداري کرده ام که ملک فوق بعلت اينکه قديمي و گلنکي بود داراي 3 سند مجزا بود که فروشنده متاسفانه فقط 2 سند را به اينجانب نشان داده و سند سوم را نشان نداده است و حالا ادعا مي کند که ملکي را که در سند سوم است را به اينجانب نفروخته است و نيز چون کل متراژ معامله 900 متر بوده دو سند داده شده به اينجانب فقط 750 متر را تکميل مي نمايد. حالا من چطور مي توانم ثابت کنم که فروشنده کلاهبرداري کرده است پرسش : با سپاس از اظهار محبت شما، بستگي به مبايعه نامه دارد اگر در مبايعه نامه مشخصات کامل ملک با متراز 900 متر نوشته شده باشد يا بگونه اي باشد که تمام ملک را بعنوان مبيع معين کرده باشد حق با شماست در صورت امکان مبايعه نامه را به رويت من برسانيد . -------------------------------------------------------------------------------- اينجانب يک ملک خريداري کرده ام که در زمان خريد به اينجانب فقط ? سند نشان داده شده است و در قرارداد هم متراژ ملک را ??? متر نوشته شده است و طرفين هم امضا کرده اند ولي بعدا مشخص شده است که ملک داراي ? سند جداگانه بود و اکنون فروشنده مي گويد که ملکي را که در سند سوم است را به اينجانب نفروخته است. ولي متراژ کل ملک با ? سند جمعا طبق نظر کارشناش دادگستري ??? متر است آيا من مي تونم از طرفم بخاطر کلاهبرداري شکايت نمايم يا نه و نيز آيا ملکي که در سند سوم است را مي تونم از طريق قانون بگيرم يا نه؟ با تشکر پرسش : ضرورتي براي طرح شكايت كلاهبرداري نيست شما مالك ملك مذكور هستيد ونشان ندادن سند سوم تاثيري در موضوع ندارد مي توانيد تمام ملك را متصرف شده والزام به تنظيم كل ملك رابخواهيد: -------------------------------------------------------------------------------- ،برادرم سال 83 دختري را با مهريه 1000 سکه به عقد خود درآورد در همان ابتدا ما مخالف عقد بوديم ولي مادر دختر گفت چون ايشان دانشجوي شهرستان است عقد کنند تا به تهران منتقل شود،ما مشغول تدارک عروسي بوديم که آن دختر با توجه به اينکه ازدواج نکرده بود 500 سکه از مهريه خود را اجرا گذاشت و عنوان کرد تا زمانيکه مهريه را نگيرد به خانه برادرمن نميايد برادرم دادخواست عدم تمکين داد که رد شد(با توجه به قانون حبس)حال حکم صادر شده و بعد از دو سال برادرم محکوم به پرداخت مهريه شده است .1-آيا تا زمانيکه برادرم اعسار خود را ثابت کند (جهت تقسيط مهريه)آنها ميتوانند حکم جلب برادرم را صادر نمايند؟2- آيا بعد از تقسيط مهريه برادرم ميتواند از دادگاه تقاضاي ازدواج مجدد نماييد با توجه به اينکه آن دختر گفته تا مهريه اش را نگيرد ازدواج نميکند و چون مهريه تقسيط ميشود شايد 20 سال طول بکشد؟3-آيا راهي وجود دارد که ما بتوانيم ثابت کنيم که آن خانم قصد کلاهبرداري از طريق مهريه اش را دارد؟ با تشکر از شما پرسش : سلام،همانگونه كه از توضيحات شمامشخص است همسر برادرتان از حق حبس استفاده نموده است مطابق ماده 1085 قانون مدني زن مي تواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع نمايد ،بنابر اين نمي توان گفت عمل وي كلاهبرداري است يا وي قصد كلاهبرداري دارد با اين وصف پس از محكوميت قطعي برادرتان به پرداخت مهريه و صدور وابلاغ اجرائيه چنانچه برادرتان مهريه را نپردازد يا اينكه اعسار خويش را در همان دادگاه به اثبات نرساند وي مي تواند با اعمال ماده 2 قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي حكم جلب برادرتان را بگيرد،بعد از تقسيط مهريه وپرداخت قسط اول حق حبس وي زائل مي شود و وي مكلف به تمكين است وچنانچه به دليل موجه قانوني حاضر به تمكين نباشد برادرتان مي تواند پس از اثبات موضوع در دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگيرد
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 11:28 توسط مهدي | نظر بدهيد
--------------------------------------------------------------------------------
آيا صرف امضاي چك براي صادركننده ايجاد تعهد ميكند
1- رأي دادگاه بدوي و تأييد آن در دادگاه تجديدنظر: «صرف امضاي چك (آن هم در متن و ظهر) براي صادركننده ايجاد تعهد مينمايد لذا نوشتن متن آن توسط ديگري تأثيري در موضوع ندارد...»
رأي شعبه تشخيص ديوانعالي كشور در نقض رأي مذكور:
«با انكار صادركننده چك مبني بر عدم بدهكاري دارنده چك بايد با ارائه دليل طلبكار بودن خود را ثابت كند تا استحقاق دريافت وجه آن را داشته باشد...».
اينك به استدلالها و استنادات آراء صادره توجه فرماييد:
1- رأي دادگاه بدوي در محكوميت صادركننده چك موضوع دعوي؛
در خصوص دعوي آقاي «م – خ» با وكالت آقاي «غ – ي» به طرفيت خانم «س – ع» به خواسته محكوميت خوانده به پرداخت مبلغ دويست و پنجاه ميليون ريال وجه يك فقره چك به شماره ... و كليه خسارات و خسارت تأخير تأديه و هزينه دادرسي بشرح دادخواست تقديمي كه طي آن اعلام نموده خوانده به موجب چك مذكور كه به عهده بانك ملي ايران شعبه شريعتي بوده و مبلغ خواسته را بدهكار بوده لذا تقاضاي صدور حكم به شرح خواسته را دارد وكيل خوانده به شرح موارد مضبوط در پرونده دفاع نموده كه چك مذكور سفيدامضاء و اماني بوده است و متن آن بعدا تنظيم شده است. وكيل خواهان به صورتجلسه مورخ سال 82 استناد نموده كه اعلام نموده خوانده اقرار كرده كه صدور و تنظيم متن از ناحيه خوانده بوده است دادگاه با ملاحظه صورتجلسه مذكور كه در آن زمان دادگاه با تصدي دادرس محترم بوده، مطرح گرديده كه دادرس محترم سوآل از وكيل خوانده و شخص خوانده نموده كه سفيد امضاء توسط شما پذيرفته شده است در سفيد امضا اصولا چه ضرورتي بوده پشت چك هم يك امضا از صادركننده وجود داشته باشد.
وكيل خوانده اظهار ميدارد آقاي خواهان شركتي به نام جم داشته كه كار شركت تنزيل پول بوده و به رموز چك و نحوه گرفتن آن از اشخاص ساده و خوشباور وارد بودهاند و چون موكله پولدار بوده و ايشان در صدد كسب اين اموال از موكله بودهاند كه از طريق دو فقره وكالتنامه به اين عمل رسيده است چك مذكور را نيز به موكله اعلام نموده كه چگونه رو و پشت (متن و ظهر) آن را امضا كند و چون موكله اعتماد بسيار به ايشان داشته و شخص ساده است اين عمل را انجام داده كه مراتب در صفحات سوم و چهارم صورتجلسه مذكور مضبوط است...
دادگاه با ملاحظه محتويات پرونده تصوير مصدق چك و گواهي عدم پرداخت آن با توجه به پرونده استنادي ... كه طي دادنامه ... چك مذكور بشرح استدلال مندرج در آن مشمول ماده 13 قانون صدور چك بلامحل مصوب 1355 و اصلاحي 72 تشخيص داده شده كه نهايتا حكم بر محكوميت متهم خانم «س – ع» به تحمل چهار ماه حبس توسط دادرس محترم صادر نموده است با ملاحظه مراتب و نظريه كارشناس مندرج در آن كه مراتب انتساب امضاهاي متن و ظهر آن توسط صادركننده (خوانده) مورد تاييد قرار گرفته است و اينكه حسب ماده 13 قانون صدور چك بلامحل اصلاحي 1382 چك وعدهدار مورد پذيرش قرار گرفته است و اينكه اساساً مراتب صدور چك از ناحيه صادركننده مورد انكار قرار نگرفته بلكه تنها تنظيم متن آن، محل مناقشه ميباشد نظر به اينكه هرچند شرأيط مقرر در مواد 310 به بعد قانون تجارت در خصوص چك به طور كامل جهت تنظيم همزماني متن چك و امضاي آن با توجه به نظريه كارشناسي در پرونده استنادي كيفري رعايت نشده كه البته در مقام پاسخ به سوال دادگاه بشرح مراتب فوقالذكر صدور چك مورد تاييد قرار گرفته و اينكه در عرف معمول متن توسط شخص ديگري تنظيم نميشود و اين عمل در عرف تجاري نيز شناخته شده ميباشد عليايحال چنانچه به عنوان عدم شرأيط چك در همزماني تنظيم متن به عنوان سند مدني مورد استناد و قبول ميباشد و اينكه بهطور غالب و از باب غالبا كسي كه اسنادي را امضا مينمايد حاكي از مشغول ذمه بودن وي در قبال دارنده آن ميباشد كه حكم تميزي 220 – 12/2/18 ديوانعالي محترم كشور نيز مويد اين معناست و لذا به صرف امضا سند توسط صادركننده (آن هم امضا هم در متن و هم در ظهر آن) موجب ايجاد تعهد بر صادركننده ميشود لذا نوشتن متن آن توسط صادركننده يا توسط ديگري تأثيري در موضوع نخواهد داشت و در عرف نيز اين امر پذيرفته شده كه امضا توسط مديون صادر ميشود ولي در متن چه بسا توسط اشخاص ديگري تنظيم ميشود (كه در مورد افرادي كه اثر انگشت به جاي امضا استفاده ميكنند اين مطلب گوياست)1ـصرف امضا و دادن سند به دارنده حاكي از مديونيت شخص صادركننده ميباشد و در واقع اراده وي بر تنظيم متن آن توسط ديگري نيز با امضاي آن محقق شده و با توجه به نظريه كارشناسي عدم تقارن امضا و متن چك نميتواند موجب رفع مسئوليت و بريالذمه شدن امضاكننده سند باشد كه امضا ظهر سند نيز تأكيد بر مديونيت صادركننده بوده است كه قاعده اقدام، قاعده اقرارالعقلا علي انفسهم جايز (او نافذ) نيز مؤيد اين معناست و لذا نظر به اينكه وكيل خوانده در جهت اعلام برائت ذمه خوانده به سادگي وي و اماني بودن چك استنادي نموده كه دليل اولي در فرض صحت نيز نميتواند موجب رفع مسئوليت گردد و نسبت به اماني بودن نيز دليل خاصي كه حاكي از اماني بودن سند مدركيه باشد تقديم محكمه نشده است و اينكه وجود اصل سند در دست دارنده حاكي از مديونيت خوانده ميباشد و با توجه به اظهارات طرفين و وكلاي ايشان دادگاه دعوي خواهان را محمول بر صحت تشخيص داده و مستندا به مواد 10 و 223 قانون مدني و مواد 198، 515، 519 و 522 قانون آئين دادرسي مدني و قواعد تسبيب و لاضرر و اقدام و اقرار العقلا علي انفسهم جايز (او نافذ) و اصل صحت عقل حكم بر محكوميت خوانده به پرداخت مبلغ دويست و پنجاه ميليون ريال از بابت اصل خواسته و مبلغ 4/951/000 ريال از بابت هزينه دادرسي و خسارت تاخير تاديه از تاريخ 82/2/21 تا روز اجرا كه اجرأي احكام بر اساس نرخ بانك مركزي احتساب و به نفع خواهان اخذ خواهد نمود رأي صادره حضوري ظرف مهلت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر در محاكم تجديدنظر استان تهران است.
رئيس شعبه 19 دادگاه عمومي (حقوقي) تهران
2- رأي دادگاه بدوي در پذيرش اعسار محكومعليه از حيث هزينه دادرسي تجديدنظرخواهي:
در خصوص تجديدنظرخواهي خانم «س – ع» با وكالت آقاي «ف – م» بطرفيت آقاي «م – خ» بخواسته اعسار از پرداخت هزينه دادرسي مرحله تجديدنظر نسبت به دادنامه ... صادره از شعبه ... دادگاه عمومي تهران بكلاسه ... دادگاه توجهاً به دادخواست تقديمي فوق و اينكه تجديدنظرخواه در جهت اثبات ادعاي اعسار خود به شهادت شهود استناد نموده كه دادگاه قرار استماع گواهي گواهان صادر كرده است، گواهان تعرفه شده مراتب اعسار تجديدنظرخواه را مورد تأييد قرار داده است و اينكه تجديدنظرخوانده ايراد و اعتراض خاصي كه موجب مخدوش شدن ادعاي اعسار باشد تقديم محكمه ننموده است و جرح شهود توسط تجديدنظرخواه نيز از لحاظ قانوني وارد نبوده و لذا دادگاه ادعاي اعسار را محمول بر صحت تشخيص داده چرا كه در خصوص اعسار ملاك وضع مالي مدعي در حال حاضر ميباشد و مستنداً به مواد 504 به بعد قانون آئين دادرسي مدني حكم بر قبولي اعسار تجديدنظرخواه از پرداخت هزينه دادرسي مرحله تجديدنظرخواه صادر و اعلام ميشود اين رأي در حدود مقررات حضوري ظرف مهلت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر در محاكم تجديدنظر استان تهران است. اين رأي با رعايت ماده 511 همان قانون صادر شد.
رئيس شعبه 19 دادگاه عمومي (حقوقي) تهران
3- رأي دادگاه تجديدنظر در تاييد حكم قبولي اعسار و تاييد حكم محكوميت صادركننده چك بلامحل:
در خصوص دادخواست تجديدنظر آقاي «م . خ» بطرفيت خانم «س . ع» نسبت به رأي شماره ... شعبه ... دادگاه عمومي تهران كه بر معافيت تجديدنظر خوانده از پرداخت هزينه دادرسي مرحله تجديدنظر موضوع اعتراض مشاراليه نسبت به دادنامه شماره ... به لحاظ عدم توانايي وي در پرداخت آن صادر گرديده است. نظر به مندرجات پرونده چون رأي معترضعنه وفق موازين قانوني صادر گرديده و اعتراض موجهي كه گسيختن آن را ايجاب بنمايد از جانب تجديدنظرخواه نسبت به آن به عمل نيامده عليهذا دادگاه تجديدنظر با رد اعتراض نامبرده رأي دادگاه بدوي را در اين مورد عينا تاييد و استوار مينمايد و همچنين در مورد دادخواست تجديدنظر خانم «س . ع» با وكالت آقاي «ف . م» بطرفيت تجديدنظرخوانده آقاي «م . خ» نسبت به رأي شماره ... پرونده كلاسه ... شعبه ... دادگاه عمومي تهران كه بر محكوميت مشاراليها به پرداخت مبلغ دويست و پنجاه ميليون ريال بابت وجه چك شماره ... عهده بانك ملي ايران شعبه شريعتي بهانضمام پرداخت خسارت ناشي از پرداخت هزينه دادرسي و خسارت تاخير تاديه در حق تجديدنظر خوانده صادر گرديده است دادگاه تجديدنظر با احراز اصدار چك مذكور از جانب تجديدنظرخواه اعتراض وي را غيروارد تشخيص داده رأي دادگاه بدوي را كه وفق مقررات قانوني صادر گرديده را عينا تاييد و استوار مينمايد. رأي صادره قطعي ميباشد.
شعبه 6 دادگاه تجديدنظر استان تهران
4ـ رأي شعبه ... تشخيص ديوانعالي كشور در نقض رأي دادگاه تجديدنظر:
خلاصه جريان پرونده:
خانم «س – ع» با تقديم درخواستي به دفتر كل شعب تشخيص ديوانعالي كشور نسبت به دادنامه شماره ... شعبه ... دادگاه تجديدنظر استان تهران اعتراض كرده و خواستار نقض آن شده است. خلاصه جريان پرونده از اين قرار است كه به موجب دادنامه شماره ... شعبه ... دادگاه عمومي تهران در خصوص دعوي آقاي «م – خ» با وكالت آقاي به طرفيت خانم «س – ع» به خواسته محكوميت خوانده به پرداخت مبلغ دويست و پنجاه ميليون ريال وجه يك فقره چك به شماره ... و كليه خسارات و خسارت تاخير تأديه دادگاه با اين استدلال كه متن و ظهر چك به امضاي خوانده رسيده و نوشتن متن آن توسط صادركننده يا شخص ديگر تأثيري در موضوع نخواهد داشت و در عرف نيز اين امر پذيرفته شده و نظريه كارشناس مبني بر عدم تقارن امضاء و متن چك نميتواند موجب رفع مسئوليت و بريالذمه شدن امضاكننده سند باشد كه امضاي ظهر سند نيز تاكيد بر مديونيت صادركننده بوده است و نظر به اينكه وكيل خوانده در جهت اعلام برائت ذمه به سادگي وي و اماني بودن چك استناد نموده كه دليل اولي در فرض صحت نيز نميتواند موجب رفع مسئوليت گردد و نسبت به اماني بودن نيز دليل خاصي كه حاكي از اماني بودن سند مدركيه باشد تقديم محكمه نشده است و اينكه وجود اصل سند در دست دارنده حاكي از مديونيت خوانده ميباشد تقديم محكمه نشده است دادگاه دعوي خواهان را محمول بر صحت تشخيص داده و مستندا به مواد 10 و 223 قانون مدني و مواد 198 و 515 و 519 و 522 قانون آئين دادرسي مدني و قواعد تسبيب و لاضرر و اقدام و اصل صحت عمل حكم بر محكوميت خوانده به پرداخت مبلغ دويست و پنجاه ميليون ريال از بابت اصل خواسته و مبلغ 4/951/000 ريال بابت هزينه دادرسي و خسارت تأخير تأديه از تاريخ 82/2/21 تا روز اجرا كه اجرأي احكام بر اساس نرخ بانك مركزي احتساب و به نفع خواهان اخذ خواهد كرد صادر كرد است. با تجديدنظرخواهي خانم «سـع» (با وكالت آقاي ...» و ارجاع پرونده به شعبه ... دادگاه تجديدنظر استان تهران مرجع مذكور به موجب دادنامه شماره ... اعتراض محكوم عليها را غيروارد تشخيص داده و رأي دادگاه بدوي را عينا تأييد كرده است. خلاصه اعتراض خانم «س – ع» بدين شرح است: 1- اينجانب و آقاي «م – خ» زن و شوهر هستيم كه در منزل مشترك با هم زندگي ميكرديم دسته چك اداري من نيز در همان خانه بود. در دادسرأي صادقيه راجع به همين چك شكايت خيانت در امانت كردهام كه به علت مرور زمان قرار موقوفي تعقيب صادر شده است. 2- اينجانب در جلسه اول دادگاه گفتم كه دسته چكم كارمندي بوده و به خواست شوهرم در سال 61 بازخريد شدم و هيچگونه چكي صادر نكردهام چون فقط براي گرفتن حقوق دولتي بوده و اينجانبه تاجر نبودم كه چك صادر نمايم و چك بين دو نفر شخص عادي نبوده بلكه بين زن و شوهر بوده و بنده به ايشان اعتماد كامل داشتم. چك مزبور در سال 60 – 61 از دسته چكم به وسيله آقاي «م – خ» دزديده شده در سال 73 يا 74 اقدام گرديده و سال 81 مرا جلب و به زندان اوين فرستادند، بعد از 21 سال چك اقدام شده خدا مرا ياري كرد و با نظريه كارشناسي كه متن و ظهر چك كه نوشته ايشان است آزاد شدم. زني 70 سالهام با ناراحتي قلبي و فشار خون بالا كه بيشتر مدت در كلينيك و بيمارستان زندان بودم. ايشان در نامهاي كه خودش به دادگاه اعلام نموده اين چك بابت سرقت بنده از صندوقچه طلا و جواهرات او بوده... چطور در مورد سرقت 21 سال صبر كرده و شكايتي ننموده و كارشناس نظر داده كه متن و ظهر چك به خط «م – خ» است و «م – خ» در سالهاي 57 و 58 در زندان قصر به علت دزديدن مهر دادگاه و جعل امضا زنداني بوده و حاليه نيز در دادسرأي ناحيه ... به علت الحاقي بودن رسيد عادي بدون تاريخ كه از اين جانبه براي بالا كشيدن اموالم ساخته و ارائه داده؛ تحت تعقيب ميباشد و اينجانب چهار بچه از زن قبلي «م – خ» را بزرگ كردم و به زندگي خوبي رسانيدهام بارها او را از زندان آزاد نمودهام حالا درست است كه در سن 70 سالگي با قلبي بيمار و ناتوان به خاطر اينكه ميخواهد مرا مرعوب كند رسيد بگيرد و بعد از سي سال زندگي، 25 ميليون تومان بدهكار او باشم. خانم «س – ع» در ادامه دفاعيات و برائت ذمه خود نسبت به چك موضوع دعوي ميگويد: هنگام ازدواج كارمند اداره مخابرات بودم و دسته چكي از بانك ملي صرفاً براي دريافت حقوق كارمندي دريافت داشتم سپس در سال 61 به خواست همسرم از مخابرات استعفاء داده خانهدار شدم و چون همسرم در شركتي به نام .... كار ميكرد كه كارش تنزيل پول بود و دچار گرفتاري و زندان شده بود چند بار به خاطر رهايي او از زندان و به منظور حل و فصل مشكلاتي كه براي ايشان به وجود آمده بود چك ميدادم. متأسفانه يك فقره از اين چكها به صورت سفيدامضا نزد ايشان باقي مانده بود و من خبر نداشتم. پس از بزرگ كردن چهار فرزند خردسالش چون ديگر به من نياز نداشت با ازدواجهاي مجدد مرا از خانه بيرون كرد و مهريهام را ضبط نمود و چك سفيد امضا را به مبلغ 25 ميليون تومان رقم گذاشت و از طريق قانوني اقدام نموده مرا چهار ماه به زندان انداخت. دادگاه با ارجاع به كارشناس مشخص نمود چك مذكور سفيدامضا بوده و بعداً روي آن به صورت عددي و حروفي رقم گذاشته شده است و دليل اخذ چك را از طرف بنده چنين اعلام نمود كه در شهريور 73 كه در مسافرت بوديم بين راه با هم حرفمان شد و به خانه برگشتيم ديدم صندوقچه طلا و ارز من شكسته شده و مقاديري دلار و سكه طلا برداشته شده كه ميخواستم شكايت كنم ولي بنده در ازاي عدم شكايت، اين چك را به ايشان دادم. گفتههاي نامبرده كذب محض است بطوري كه دادگاه از بانك استعلام نمود و مشخص شد از سال 61 حساب من مسدود شده است و مطمئنا نامبرده از اعتماد من كه همسرش بودم سوءاستفاده نموده و يك فقره از چكها را براي روز مبادا به صورت سفيدامضا نگه داشته تا به موقع از آن سوءاستفاده نمايد و نامبرده بايد ثابت كند كه از بابت چه معاملهاي اين چك را از من دريافت كرده است و ايشان اعلام نموده از بابت سرقت دلار و سكههاي طلاي ايشان از صندوقچه شخصيش بوده است ادعائي كذب بوده و نامبرده ميبايست اين مطلب را اثبات مينمود ليكن متأسفانه دادگاه به هيچ يك از درخواستهاي اينجانب توجهي ننموده است و در پايان درخواست خود تقاضاي نقض دادنامه صادره را نموده است.
هيأت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش عضو مميز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص تقاضاي تجديدنظر نسبت به دادنامه شماره ... تجديدنظر خواسته مشاوره نموده چنين رأي ميدهد.
رأي شعبه
بسمهتعالي
اولاً بر اساس محتويات پرونده، سفيدامضاء بودن چك موضوع دعوي به شماره ... عهده بانك ملي ايران محرز ميباشد و در نظريه كارشناس رسمي دادگستري منتخب دادگاه تصريح شده ابتدا امضائات خانم «س – ع» در متن و ظهر چك اخذ گرديده سپس با جوهر متفاوت و قلم ديگري به متن و ظهر الحاق گرديده است و اين نظريه مورد اعتراض آقاي «م – خ» قرار نگرفته است.
ثانيا خانم «س – ع» مدعي است به درخواست همسرش (آقاي م – خ) از دسته چك كارمندي خود چكهاي متعدد منجمله چك شماره ... را در سال 1363 به صورت سفيدامضا در اختيار همسرش گذاشته است و هيچگونه وجهي بابت آن به همسرش بدهكار نيست اما بروز اختلاف بين زوجين و تشكيل پروندههاي عديده بين آنها آقاي «م – خ» در تاريخ 74/1/19 با نوشتن متن و ظهر چك آن را به بانك ارائه داده و گواهي عدم پرداخت دريافت نموده و براي تهديد وي چك را نزد خود نگه داشته و در تاريخ 82/2/21 يعني بعد از گذشت هشت سال از نگهداري چك مبادرت به طرح دعوي به خواسته مطالبه مبلغ 250 ميليون ريال نموده است (توضيح اينكه اين رقم توسط آقاي «م – خ» در متن چك نوشته شده است.)
ثالثاً با توجه به اينكه خانم «س – ع» در سال 63 از محل كار خود (اداره مخابرات) به درخواست شوهرش استعفا داده و حسب اعلام بانك ملي در همان سالها حساب بانكي وي مسدود گرديده است آقاي «م – خ» بايد ثابت كند رقم 250 ميليون ريال را بابت چه معاملهاي و از بابت كدام واقعه حقوقي و با چه منشأيي از خانم «س – ع» مطالبه ميكند هرچند آقاي ... وكيل آقاي «م – خ» به شرح صورتمجلس مورخ ... پرونده محاكماتي ... اظهار داشته چك مورد تنازع در سال 1373 در حضور خانم «س – ع» توسط موكل وي نوشته شده و سپس در همان مجلس و همزمان امضاء گرديده و در پاسخ به اين سوآل كه اين چك بابت چه طلبي در اختيار موكل وي ميباشد اظهار داشته اين چك بابت 186 عدد سكه تمام آزادي و هشتاد هزار دلار وجه نقدي بوده كه خانم «س – ع» از صندوق موكل وي برداشته و براي جلوگيري از شكايت شوهرش اقدام به صدور چك موضوع دعوي بابت بدهي خويش نموده است.
بنا به مراتب فوق چك موضوع دعوي از شمول مواد 310 و 311 قانون تجارت خارج است و بهمنزله سند عادي تلقي ميشود. لذا استحقاق آقاي «م – خ» به دريافت وجه چك مورد تنازع موكول به ارائه دليل و ثبوت طلبكار بودن وي از خانم «س – ع» ميباشد و ادعاي وي مبني بر اينكه صدور چك مورد نظر در قبال 186 عدد سكه تمام آزادي و هشتاد هزار دلار وجه نقدي بوده مقرون به هيچگونه دليل و بينه نميباشد و قرائن و امارات موجود در پرونده به ويژه پروندههاي متعدد حقوقي و كيفري كه طي ساليان متمادي بين طرفين مطرح بوده كه در جهت تقويت اظهارات خانم «س – ع» بيحقي آقاي «م – خ» مبني بر بلاوجه بودن چك متنازع فيه است بنا به مراتب دادنامه تجديدنظر خواسته به شماره ... صادره از شعبه ... دادگاه تجديدنظر استان تهران كه برخلاف محتويات پرونده و خلاف بين تشخيص ميگردد به تجويز تبصره 2 ماده 18 قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب نقض و دعوي خواهان بدوي (آقاي م – خ) مستنداً به ماده 197 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مردود اعلام ميشود.
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









